نماز

حضور قلب در نماز

منظور از حضور قلب،‌دل از غیر خدا خالی داشتن است. بنابراین از ظاهر نماز کسی نمی توان فهمید حضور قلب دارد یا نه. چه بسا شخصی ظاهراً با خشوع نماز می خواند ولی دلش متوجه چیز دیگری است. بنابراین حضور قلب مربوط به امر باطنی است.

از روایات استفاده می شود حضور قلب،‌روح عبادت است و بدون آن قبول درگاه حق تعالی نمی شود. امام باقر و امام صادق(ع) فرموده اند: "نمازی برای تو نیست مگر آن چه بدان توجه قلب کردی. پس اگر تمام آن را غلط به جا آورد یا از آداب آن غافل شود پیچیده شود و به روی صاحبش زده شود".1

حضرت امام خمینی در مورد راه های تحصیل حضور قلب می گوید: " آنچه باعث حضور قلب شود، دو امر است:

 یکی فراغت وقت و قلب و دیگر فهماندن به قلب اهمیت عبادت را. و مقصود از فراغت وقت آن است که انسان در هر شبانه روزی برای عبادت خود وقتی را معیّن کند که در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت بپردازد و اشتغال دیگری را برای خود در آن وقت قرار ندهد. انسان اگر بفهمد که عبادت یکی از امور مهمه ای است که از کارهای دیگر اهمیتش بیشتر بلکه طرف نسبت با آن ها نیست [= قابل مقایسه نیست] البته اوقات آن را حفظ می کندو برای آن وقتی موظف می کند ... از فراغت وقت،‌مهم تر فراغت قلب است و آن چنان است که انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنیایی فارغ کند و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتّته [=پراکنده] منصرف نماید و دل را یکسره خالی و خالص برای توجه به عبادت و مناجات با حق تعالی نماید و تا فراغت قلب از این امور حاصل نشود، تفرغ برای او و عبادت او حاصل نشود".2

 

 
 

برای حضور قلب عوامل مختلفی ذکر شده که مهم ترین آن ها عبارتند از:

1- اهمیت دادن به نماز،

2- شرایط لازم در تمام مراحل،

3- شناخت و آگاهی،

4- احساس نیاز،

5- حضور قلب در تمام حالات،

6- فهمیدن معانی نماز،

7- آمادگی قبل از نماز،

8- تعیین مکان مخصوص و دقت مناسب.

 

از طرف دیگر برای رسیدن به حضور قلب در نماز باید با عوامل حواس پرتی مقابله کرد که مهم ترین آن ها عبارتند از:

1- هرزگی قوة خیال،

2- دنیا پرستی،

3- حواس ظاهری،

4- تند خواندن،

5- گناه،

6- چشم چرانی،

7- عوامل بیرونی،

8- موانع مقدماتی مانند پرخوری، پرخوابی و پرگویی،

9- عادت.

موانع تا نگردانی ز خود دور

تا تو خود را به کلی در نبازی

درون خانة دل نایدت نور

نمازت کی شود هر گز نمازی

 

کسی که به خیانت به مردم، کلاه برداری، رشوه خواری، اختلاس،‌تهمت، غیبت و غیره فکر می کند، برای او قلبی نمانده است تا در آن خدا جلوه کند. هر چه هست غیر خدا است.

دل ز دل بردار اگر بایست دلبرداشتن

دلبر و دل داشتن نَبْوَد طریق عاشقان

دل بر دلبر کی رسد جز دل زدلبرداشتن

یادَم از دل داشتن زن، یا ز دلبر داشتن

گناه لذت مناجات را از انسان می گیرد و با گرفتن لذت شیرینی عبارت، حضور قلب هم خواهد رفت.

امام صادق(ع) می فرماید: "خداوند به داوود پیامبر فرمود: قرار نده بین من و خودت عالِمی را که شیفتة دنیا است،‌چون این شخص از راه محبت من جلوگیری می کند. این ها دزدان راه بندگانی هستند که به سوی من می آیند. کم ترین کاری که من با آن ها می کنم، این است که شیرینی مناجاتم را از قلبشان می گیرم".3

رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبرداشتن

یا زجانان یا زجان بایست دل برداشتن

باید توجه داشت که نماز صحیح و با حضور قلب خواندن هرگز نمی تواند کارهایی از قبیل ظلم و تقلب را توجیه کند. از روایات استفاده می شود که اگر نمازی انسان را از فحشا و منکرات باز ندارد، آن نماز تمام و کامل نیست، چون قرآن مجید فرمود: "انّ الصّلاه تنهی عن الفحشاء و المنکر؛ نماز آدمی را از بدی ها و زشتی ها باز می دارد".4

در حدیثی از پیامبر ا کرم(ص) نقل شده است: "کسی که نمازش او را از فحشا و منکر باز ندارد،‌هیچ بهره ای از نماز جز دوری ای از خدا به دست نیاورده است".5

در روایت دیگر از امام صادق(ع) نقل شده: به مقداری که نماز مانع از گناه شود، مورد قبول پروردگار واقع شده است.6

1 فروع کافی، ج 3، ص 363.

2 امام خمینی، چهل حدیث، ص 426.

3 اصول کافی، ‌ج 1، ص 46.

4 عنکبوت( ) آیة 45.

5 تفسیر نمون، ج 16، ص 286.

6 همان، ص 287.

چاپ | ارسال به ديگران |